سلام به سال 98
انگار آخرین جایی که برای رفع حس و حالم انتخاب میشه اینجاست.....
انگار تمامی وبلاگ ها بوی غم دارن اساسی اخه بدجور یهویی به فراموشی سپرده شدن
و تو ای وبلاگ من، پنجره ی زیبای قدیمی من، بدون که درسته خیلی وقتها بیادت نیستم اما کماکان تو برای من همچنان اصیل و ارزشمندی.....
سال 98 با تمام سختی ها و مشکلاتش اومد، جوری اومد و داره میگذره که انگار هر روزش آدم یه زایمان داره .
نمیدونم چه خبره، ولی درد زیادی تابحال داشته. ولی خدا میگه بعد هر سختی آسونی هستش و من منتظر آسونی هاش هستم
و امید دارم همه چی عالی بشه ، عالی ...
به کمتر از عالی هم قانع نیستم.
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۰۱/۱۵ ساعت 23:35 توسط طالب بندگی
|
در مورد وبلاگ و نویسندش چند نکته قابل ذکر است: