همیشه و همه جا گوش سپرده ام به شنیدنی ها

چشم دوختم به دیدنی ها

و تا توانستم از حواس پنجگانه کمک گرفته ام تا بفهمم هر آنچه که باید فهمید

تا بدانم آنچه را که باید دانست

در این سالیان سال حضور ، گاهی آنچنان زیسته ام که رهی چند ساله را در شبی پیش رفتم و گااهی آنچنان در جا زده ام که رهی یک ساعته را سالها طی کرده ام.

مهم نیست که چطور گذشت ، چرا که گذشته متعلق است به گذشته و باید از آن گذشت.

و جمله زیبا و معروف این نیز بگذرد.

و چه زیبا خواهد بود این نیزی که قرار است بگذرد ، زین پس در جا نباشد ، به جا باشد.

پی نوشت:بعد مدتها اینم یک خاک گیری از پنجره ایی که روزهای زیادی رو باهم گذروندیم.

قبلا فکری پویا و قلمی همیشه به دست خصیصه من بوده.و ان شا الله ازین به بعد هم.....